مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
505
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
واژهنامه آ الف آب حيوان : آب حيات ، آب زندگانى كه هركس از آن بنوشد نميرد آبنوس : درختى كه چوب آن سياه و سخت و سنگين و گرانبهاست آبى : ميوهء به آتشزنه : سنگ چخماق آوخ : دريغا ، افسوس ، آه آهيختن : كشيدن ، بركشيدن ، برآوردن ، برداشتن ، بلند كردن ، برافراشتن ابا سرحان : گرگ ابريق : كوزه ، آفتابه ، مشربه اجلال : بزرگ داشتن ، بزرگ شمردن ، تعظيم ، توانا گردانيدن احدب : گوژپشت ادهم : سياه ، اسب سياه ارتحال : كوچ ارض بيضا : سرزمين سپيد ازرق : كبود ، نيلگون ، كبودچشم ، زاغ چشم ، سبزچشم ازهار : شكوفهها ، گلها اسم اعظم : بزرگترين نام خدا اشتداد : سخت شدن ، سختى ، استوار شدن ، نيرو گرفتن ، زورمندى اشعار : آگاه كردن ، آگهى دادن ، دانا كردن ، آموزانيدن اشهب : اسب سياه و سپيد يا خاكسترى اطلال : نشانهاى سراى ، جايهاى بلند و برجسته باقى مانده از خانههاى خراب اعادت : بازگردانيدن ، بازآوردن ، برگشت ، بازگفتن ، دوباره گفتن اعتذار : پوزش ، عذر خواستن ، شكايت كردن اعتساف : ستم كردن ، ظلم كردن ، بيراهه رفتن ، از راه راست منحرف شدن اعرج : لنگ اعور : يكچشم